تبليغاتX
*...ایستگاه دخترای باکلاس*....

*...ایستگاه دخترای باکلاس*....

narges*

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت 19:20  توسط نرگس  | 

 

بگید بباره بارون

دلم هواشو کرده

بگین تموم شدم من

 بگین که برنگرده

بهش بگین شکستم

بهش بگین بریدم

نه اون به من رسیدو نه من به اون رسیدم

برهنه زیر بارون

خراب و درب و داغون

از آدما فراری از عاشقا گریزون

بزار کسی نبینه

غرور گریه هامو

بزار کسی نفهمه

غم تو خنده هامو

یه داغ سخت سختم

یه باغ بی درختم

,سیاهه روز بختم

تنم داره میلرزه

تو این هوای سرده

گاهی نداشتن دل به داشتنش می ارزه

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم مهر 1388ساعت 18:46  توسط نرگس  | 
 sms

ترکه آزمایش ادراش گم میشه میگه مملکت بخوربخوره...

 

 

ترکه زن سیقه میکنه میگن مبارکه .میگه دائمی نیست از این اعتباریاست

 

 

میدونی چرا ستاره ها به هم چشمک میزنن؟میخوان به ما بفهمونن تو سکوتو فاصله هم میشه گفت دوست دارم

 

 

هزار گل تقدیم به آینه ی شکسته ای که لبخند تو را هزار بار تکرار می کند

 

 

گفتم دوست دارم.نگاهی به من کرد . گفت:چندتا؟دستام رو بالاگرفتمو تمام انگشتامو نشون دادم!اما اون..

به کف دستام نگاه می کرد که خالی بود.

 

 

 

از بس که خدا به ما دو تا بدبین است*

 از فرط خجالت سرمان پایین است*

ما متهم ردیف اول هستیم*

عاشق شده ایم جرممان سنگین است*

 

 

امسال هیچ گوزی وضو ستاد را باطل نمیکند

(اصلاح الگو مصرف آب)

 

 

میدونی بزرگترین آرزوم چیه؟؟

لیوانت بشم تا موقع آب خوردن لباتو ببوسم

 

 

دختر با دوست پسرش میره زیر زمین

.

.

.

.

.

.

.

.

تو کجا میری فضول؟؟

 

 

 

 

 

به ترکه میگن چقدر درس خوندی؟

میگه.تا آنجا که دهقان فداکار شلوارشو در آورد و منتظر تصمیم کبری بود..

 

 

 

امریکا: گندم نمی دهیم

ترکها: گور پدرتون.نون خالی میخوریم

 

 

 

 

سبدی پر از موز

دسته گل رز

پیرهنی پر از پرز

همسری مثل بز

آرزوی من برای توست

 

 

 

 

*  *    *      *

 *   *    *  *

* *     *

     *       *

 

 

خسته شدم چرا هرچی تو 3تارها میگردم پیدات نمی کنم

.

.

.

.

آخ.....یادم رفته  که تو ماه ی

 

 

 

 

لره کارخانه سفیدآب میزنه برای جلب توجه مشتری لاش مغز گردو میزاره

 

 

 

رسم دلگرفتن..دلدادنه...که  یکی بی دل میشه و اون یکی دودل

 

 

از شرکت گاز مزاحمتون می شم میتونم از لبتون گاز بگیرم؟؟؟

 

 

بیشتر نوابغ از دنیا رفته اند

ابن سینا.فارابی.جابرابن حیان...راستی منم حال خوشی ندارم

 

 

میدونم خواب بودی منم خواب بودم.اندی یه زلیل مرده sms زد گفت پاشین خوشگلا

باید برقصن

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 10:9  توسط نرگس  | 
 
*
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت 15:45  توسط نرگس  | 

در جمله امتحان عشق

من مانده ام و یک برگه سفید.

یک دنیا حرف ناگفتنی

ویک بغل  تنهایی و دلتنگی...

درددل من در این کاغذ کوچک جا نمی شود.

در این سکوت بغض آلود

قطره کوچکی هوس سرسره بازی می کند.

و برگه سفیدم

عاشقانه قطره را به آغوش می کشد.

عشق تو نوشتنی نیست...

در برگه ام کنار آن قطره

یک قلب کوچک می کشم

وقت تمام است...برگه ها بالا

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت 22:32  توسط نرگس  | 

رشت زلزله مياد، رشتيه ميره بالاي سر جنازه زنش وميگه فقط ديوار روت نخوابيده بود كه اونم خوابيد.


رشتيه پاي كامپيوتر جو ميگيرتش زنشو (سند تو ال) ميكنه


به رشتیه میگن بگو به جون زن و بچم .

میگه: به جون رشت و حومه.


چوپان دروغگو مي ميره تو قبر ميپرسن اسمت چيه؟ميگه دهقان فداكار


بچه هه به دنیا میاد یه دستش مشت بوده مشتشو باز می کنن می بینن توش قرص ضد حاملگیه!


میدونی معنی کلمه ی love چیه؟

l : لایق دوست داشتن بودن

o:امیدوار بودن به اینده ای روشن

v : وفا دار بودن در عشق

e: انرزی هسته ای حق مسلم ماست


به رشتیه میگن نظرت در مورد انرژی هسته ای چیه؟

میگه : انرژی هسته ای مثل ناموس می مونه که استفاده صلح امیزش حق مسلم همه ی ماست.


به معتاده میگن فرق تو با ورزشکارها چیه؟

میگه اونا تکنیکی کار میکنن ما پیکنیکی.


غضنفر تو هواپيما تفنگشو ميذاره رو مخ خلبان و ميگه:از همينجا صاف ميري بندرعباس خلبانه ميگه:حالا چرا بندرعباس؟

میگه :آخه دوستم قراره از اونجا قاچاقي ببردم دوبي.


یارو میگن چرا زن نمیگیری؟ میگه ای بابا.کی میاد زنش رو بده به ما؟

 یارو کفترشو گم میکنه تو روزنامه اگهی میده بیوه بیوه.......

رشتیه به دوستش میگه : خاک بر سر بی غیرتت کنن....زنم خالکوبی عکس خواهرتو رو شیکم اصغر اقا دیده!!!


+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 23:31  توسط نرگس  | 

از شب جمعه طرح زوج و فرد در تختخواب یوزارسیف اجرا می شود.

 

دختره تو مهد کودک از مربیش می پرسه..آیادختره 6 ساله هم حامله میشه؟.....می گه:نه عزیزم!پسره از ته کلاس داد میزنه:حالا خیالت راحت شد ترسو....؟!

 

ترکه میره بالایه درخت چنار.میپرسن چیکار میکنی؟میگه:دارم توت می خورم.

میگن:اولاغ اون درخته چناره

میگه:اولاغ خودتی توت تو جیبمه!

 

سیاه پوسته میگوزه  زنش تایه هفته داشته از رو زمین دوده جمع میکرده!!!

 

انگلیسیه از لره میپرسه دوغ چطور درست میکنید؟

لره میگه:it is a ماست in theمشکand شلق...پلق..شلق...پلق..تاپسین

 

یه ترکه رو تو هیئت راه نمی دادن..هرسش میگیره خودش یه هیئت میزنه کسیو راه نمیده..

 

تو جمع ترکها یکی شون میمیره میرن خاکش کنن ازش عکس نداشتن...تنشو خاک می کنن سرشو از قبر میزارن بیرون

 

 

یه دختره به دوست پسرش میگه:تو بعد ازدواج هم منو اینقدر دوست داری

پسرمیگه:اگه شوهرت گیر نده آره

 

 

عشق با لبخند شروع میشه..با بوسه شکوفا میشه...با گریه هم رشد میکنه...با 110 هم تموم میشه

 

زندگی مثل بازیه حکمه!!مهم نیست که دست خوبی نداری.

مهم اینه که یار خوبی داشته باشی..اینطوری شاید حتی بتونی بازیه باخترو ببری..

 

غربت را نباید در الفبای شهر غریب جستجو کرد..همین که عزیزت نگاهش را به دیگری فروخت تو غریبی...

 

ترکه رئیس فدراسیون شطرنج میشه چند تا قانون میزاره:

  1. اسب نمیتونه فیل رو بزنه
  2. خرم بازیه
  3. خر میتونه همه رو بزنه
  4. هیچکی نمی تونه خر رو بزنه
  5.  اصلا خر شاهه

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 19:42  توسط نرگس  | 
سلام...

مثل اینکه عید داره به همتون خوش می گذره که نظر نمی دید.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم فروردین 1388ساعت 6:29  توسط نرگس  | 

سال نو مبارک همه برو بچ وبلاگی

سال خوبیو براتون آرزو می کنم

همیشه سبزو سرزنده باشیدمثل

بهار

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 2:51  توسط نرگس  | 
 


روز اول پیش خود گفتم

دیگرش هرگز نخواهم دید

روز دوم باز گفتم

لیک با اندوه و با تردید





روز سوم هم گذشت اما

بر سر پیمان خود بودم

ظلمت زندان مرا می کُشت

باز زندانبان خود بودم





آن منٍ دیوانه ی عاصی

در درونم هایهو می کرد

مشت بر دیوارها می کوفت

روزنی را جستجو می کرد





در درونم راه می پیمود

همچو روحی در شــبســـتانی

بر درونم سایه می افکند

همچو ابری بر بیابانی





می شنیدم نیمه شب در خواب

هایهای گریه هایش را

در صدایم گوش می کردم

درد سیال صدایش را





شرمگین می خواندمش بر خویش

از چه رو بیهوده گریانی

در میان گریه می نالید

دوستش دارم، نمی دانی

........

........

........

........

........

روزها رفتند و من دیگر

خود نمی دانم کدامینم

آن من سر سخت مغرورم

یا من مغلوب دیرینم ؟





بگذرم گر از سر پیمان

می کُشد این غم دگر بارم

می نشینم شاید او آید

عاقبت روزی به دیدارم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387ساعت 2:59  توسط نرگس  |